جدول بررسي مهاجرت( بروز شده در 6-11-89)

سلام دوستان عزيز! دير زماني بود كه ميخواستم سر و ساماني به جدول مهاجرتي بدهم!‌بالاخره فرصت شد و اون رو به صورت فايل اكسل درآوردم و مرتب كردم و ميتونيد از اينجا دانلودش كنيد. اگر مايل بوديد كه اطلاعاتتون به جدول اضافه بشه و يا اينكه تغييراتي در موردش صورت بگيره برام پيغام بگذاريد.از تمامي دوستان عزيزي كه عضو هستند خواهش ميكنم در صورت تمايل رشته شون رو هم براي من كامنت بگذارند تا تو جدول بنويسم. 

از دوست عزيز صدف ممنونم كه كه به جمع ما پيوستند.

به آقاي اورست تبريك ميگم! مديكال دار شدند! هوررا! خيلي براشون خوشحالم خيلي زياد!

آقاي وحيد هم In process شدند!‌بهشون تبريك ميگم. خيلي خوبه! تغييرات داره به جدول ما هم ميرسه!‌تبريك ميگم!‌تبريكات صميمانه

بالاخره دوتا از اين اعضاي محترم جدول از انتظار رهايي يافتند! به اميد هرچه سريعتر رسيدن ويزاهاشون!

دوستتون دارم و براي همه شما دوستان آرزوي سلامتي و موفقيت دارم.

برف و عواقب آن

سلام دوستان!
تهران دوباره برف باريد!‌ از 5 شنبه تا غروب جمعه!‌يك برف بازي حسابي هم كرديم و كلي خدا رو شكر كرديم!‌ اما! و اما! روز شنبه كه از خونه راه افتاديم بيايم بيرون!‌ديدني بود مناظر كوچه هاي شهر عزيزمان!‌ من فكر كنم اين كارمندان عزيز شهرداري كه كار برف روبي رو انجام ميدهند و ماده حياتي شن و نمك ميريزند تو خيابونها رفته بودند جزاير قناري! يعني اگر بگي 1 گرم شن و نمك ريخته بودند تو اين كوچه ها!‌اصلا و ابدا!‌ اين حرفها چيه وظيفه اونها نيست كه!‌ آقا مردم ليز ليزك بازي ميكردند به جاي راه رفتن!‌پيرزنها، پيرمردها!‌ خانومهاي جوان با بچه ها شون!‌ آقايان جوان !‌ همه و همه در اين حركت همراه بودند!‌ اگر از پياده رو ميخواستي حركت كني كه اول بايد اشهد ميخوندي! بعضي خونه ها پياده روي موزائيكي دارند ! ديگه واويلا بودند! ماشينها تو كوچه ها ليز ميخوردند و نميتونستند درست راه برند!‌پس از تو خيابون هم نميشد رفت!‌ خلاصه كه همه جا يخ زده و همه با حركات آكروباتيك صبح از خونه زديم بيرون! نميدونم از 5 شنبه تا غروب جمعه كجا بودند اين مسئولين كه شن و نمك نپاشيده بودند! يك دونه از اين جعبه هاي شن مخصوص سر كوچه ما بود!‌ 4 شنبه اومدند بردندش! همه به خاطر پيش بيني خوب وضع هوا! حس مسئوليت پذيري و از همه مهمتر داشتن ارج و قرب شهروند جماعت در دل مسئولين مربوطه است! دليل ديگه اي براش نميتونم بيارم!
شاد باشيد !
تهرانيهاي عزيز مراقب دست و پاتون و همچنين مراقب بچه هاي عزيزتون باشيد!

خبر تازه

سلام دوستان!
يك خبر تازه دارم در باره ميزان امتياز يندي براي پرونده هاي نيروي متخصص! كه البته خبر چندان خوبي نيست و ممكنه استرس زا هم باشه
آدرس خبر اينجاست.
تو اين خبر سازمان مهاجرتي كانادا اعلام كرده كه سقف امتيازات براي مهاجرت به كانادا براي نيروهاي متخصص براي ايتمهاي سن-زبان-سابقه كار بالا ميبره! كه در اين صورت ما ها كه طبق امتياز بندي قبلي اقدام كرديم ممكنه امتيازات كمتري دريافت كنيم!‌! و ممكنه كه با اين امتياز بندي جديد پرونده ها ريجكت بشن!‌صادقانه بگم!‌چون سقف كلي همون 67 امتيازه.
نكته مهم هم اينه كه نگفتند كه اين تغييرات رو از كي ميخواهند اعمال كنند!
خدايا اميدم تويي!‌نا اميدم نكن! بگذار پرونده ما قبل از اعمال اين امتياز بندي ها IN PROCESS بشه!‌خواهش ميكنم!

اومدم بگم هستم

سلام دوستان! فقط اومدم بگم كه هستم!‌و زندگي جريان داره ! دنبال كارهاي عيد و اسباب كشي خونه و تميز كاري و اينها! فقط نميتونستم بيام به سايت وبلاگ!‌الان هم با وي-آي – پي اومدم! براي همگي آرزوي سلامتي ميكنم!‌سال نوتون هم مبارك!‌اگر خبر تازه اي بود و اينها حتما بهتون خبر ميدهم! هنوز كه همه جا امن و امانه!‌ به اميد تغييرات در پرونده هاي دوستان منتظر! آمين!
تا بعد!‌خدا همراهتون

 

F.. i… l…. t….. e….. r میشویم

سلام دوستان ما خوبیم! البته خوب ! نه خیلی خیلی خوب! داستانهایی هست و ف.یل.تر.ی..ن.گ هم که در طی آن فعال میشود! نیروهای مربوطه میآیند و رسانه های تصویری …. ما را جمع میکنند و میبرند و ما ارتباط خود را با دنیا ازدست میدهیم! فقط اینترنت میماند که آن هم با سرعت حلزون!  به این میگن امکانات! یعنی ما داریم میمیریم از اینهمه خوبی و خوشی
به قول اون آقایی که از سیبری برای خانواده نامه نوشته بود

“اینجا همه چیز هست بجز خودکار قرمز!!!”

بهونه هاي ماه كوچولو

سلام دوستان! خوبيد؟ چه خبر از فعاليتهاي سفارت تو دمشق؟؟ اگر از حال ما و پرونده محترم جويا باشيد كه همه چيز امن و امان است و اكنون ديگر من يقين دارم كه پرونده ما خاك گرفته، تار عنكبوت بسته و احتمالا برخي از مداركمان را نيز موريانه نوش جان نموده است! و در ارسال مجدد بايد حدود 70 درصد مدارك را دوباره ارسال كنيم!!! ( خدا كنه اينها همش توهم باشه)
و اما امروز ميخوام كمي از شيطون بلاي خودم بنويسم!
تمامي اتاقش رو ريخته بهم! وقتي ميخوام وارد اتاق بشم باييد با پا اسباب بازيهاي لگو ، چيدنيها و … رو بزنم كنار كه مبادا مين بره زير پام و دادم در بياد!
بهش ميگم : دخترم اين اسباب بازيهات رو جمع كن!
ميگه: نميشه!
ميگم :چرا؟
ميگه : آخه من كوچيكم هنوز نميتونم! بعدشم اگه اين كارها رو بكنم! كمرم درد ميگيره! پيييير ميشم ها! شما كه دختر پير دوست نداري داري؟؟
و من نميدونم چه جوابي بدم!
دارم آشپزي ميكنم تو آشپز خونه، مياد صندلي كوچيكشو ميگذاره جلوي ظرفشويي و ميره بالا! شير اب رو باز ميكنه و اسكاج رو بر ميداره و شروع ميكنه تو ظرفهاي مونده تو سينك فرو كردن و آب رو اينور اونو پاشيدن!!!
ميگم : نكن دختر! همه اينجاها رو خيس كردي! لباسهاتو كثيف كردي!‌بگذار مامان خودم ميشورم!
ميگه: من ديگه بزرگ شدم! ميخوام كمكت كنم كه خونمون تميز بشه ( حتما !!!!!! با اين شلب شولوبي كه تو راه انداختي …)
شب كه همسري مياد خونه! ازش ميپرسه : امروز دختر خوبي بودي! چه خبر چي كارا كردي!!
اونم ميگه: من همش خواستم به مامان كمك كنم كه پير نشه! ولي نميذاره كه! من هم رفتم تميزون ( تلويزيون) نگاه كردم!‌ الان هم چون دختر خوبي بودم پاشو 1 بستني بده بخورم تا قدم بلند بشه!!!!
من هم تو دلم فقط قوربون صدقه اين وروجك ميرم!

Amazone Kindle

امروز تو اينترنت مشغول بررسي و جستجو بودم، كه به دستگاهي كه شركت آمازن براي كتابخونها توليد كرده برخوردم!
Kindle
خيلي جالب و زيباست! ولي متاسفانه تو  ايران نميشه خريدش ، چون خود آمازون اونو ميفروشه! و تو ايران سرويس نداره! ميدوني اين براي يك كتابخون يعني چي؟ ! يعني بهشت! سبك ! زيبا! با توانايي ذخيره 3500 كتاب در حافظه 4 گيگي !!!!! صفحه نمايشش هم 6 اينچه! صفحش هم مونوكرووم( تكرنگ) هستش! خدايا! كاش ميشد من هم 1 دونه از اينها داشتم! تو سايت آمازون قيمتش بود 139 دلار!!! با Wi-Fi ، 3G. اگه قسمت شد رفتم كانادا! حتما از اينها ميخرم!

Previous Older Entries